فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
268
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
مقدس وضع از اين لحاظ بهتر است چه بنا به دستور اولياى شهر عدهاى مأمور آبپاشى خيابانها هستند . آنها با سطل از جويهايى كه در وسط يا در دو طرف خيابانها جارى است آب برمىدارند و سطح خيابانها را مرطوب نگاه مىدارند . شهر مشهد ( يعنى محل شهادت ) مرقد امام رضا ( ع ) ، امام هشتم شيعيان ، است . مذهب ايرانيان شيعه است ؛ يعنى خلافت را حق خانوادهء امام على ( ع ) مىدانند . راجع به شهادت امام رضا ( ع ) داستانهاى متعدد روايت مىكنند . ولى معتبرتر از همه اين است كه وى با خوردن انگور مسموم ، كه دشمنانش به او داده بودند ، به شهادت رسيد . در سفر نامهاى مربوط به قرن چهاردهم ميلادى ذكر شده كه مشهد امام رضا ، شهر بزرگ و پرجمعيتى است كه داراى ميوهء فراوان است . در بالاى شهر مشهد گنبد بزرگى قرار دارد در مقابل « مقبرهء امام رضا ( ع ) » نيز گنبد بزرگى است كه با پارچهء ابريشمى و شمعدانهاى طلايى پوشيده شده . در زير اين گنبد مقبرهء هارون الرشيد قرار دارد كه روى آن مرتب شمعدانهايى با شمعهاى مشتعل قرار مىدهند ، ولى هنگامى كه شيعيان براى زيارت مىآيند به مقبرهء هارون الرشيد لگد مىزنند و در عوض بر سر مقبرهء امام رضا ( ع ) شروع به دعا خواندن مىكنند . روزگار زمانى به اين و زمانى به آن رو مىكند . گرچه در شهر كنونى بغداد هيچ گونه اثر و نشانهاى از شهر قديمى بغداد ديده نمىشود ، خاطرهء هارون الرشيد هميشه در لابلاى صفحات كتاب هزار و يكشب باقى خواهد ماند . وى پادشاه عصر طلايى اسلام بود . زمانى شهر بغداد ، كه تنها پايتخت جديد كشورى محسوب مىشد ، به درجهء دومين شهر بزرگ دنيا ارتقاء يافت و غايت مطلوب دانشمندان عالم اسلام از كشورهاى آسياى مركزى گرفته تا اقيانوس اطلس اين بود كه به آنجا سفر كنند . هارون الرشيد محبوب با لباس مبدل به اتفاق جعفر پسر معلم قديمى خود در قهوهخانههاى شهر بغداد گردش مىكرد و با اتباع خود به گفتوگو مشغول مىشد تا عطش خويش را براى كسب دانش فرو نشاند و به اين ترتيب ، ميل شديد خود را براى استقرار عدل ارضاء كند . صرفنظر از تمام داستانهاى اغراقآميز كه در كتاب هزار و يكشب به او نسبت مىدهند ، وى استحقاق اين را دارد كه در رديف بزرگترين سلاطين تاريخ قرار گيرد . به فرمان او مدارس تازه در هر نقطهاى از كشور ايجاد شد . علم و هنر و صنعت پيشرفت يافت و گسترش پيدا كرد . در مورد ادبيات بايد گفت كه خوشنويسى از نو رواج يافت . چه ، در آن موقع بود كه مادهء جديدى به نام كاغذ از كشور چين وارد شد . با اينكه كتابها با دست نوشته مىشود ، در مجاورت دروازهء بصره صدها